تبلیغات
پرتال خبری-تحلیلی شاهرودنیوز - گزارشی از آخرین لحظه های عمر متجاوز شمالی در شاهرود
 
درباره وبلاگ


این وبلاگ پشتیبان سایت خبری-تحلیلی شاهرودنیوز و آرشیو مقالات قبلی است

مدیر وبلاگ : گمنام ها
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پرتال خبری-تحلیلی شاهرودنیوز
http://shahroodnews.in
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM

گزارشی خواندنی وعبرت آموز از آخرین لحظه های عمر متجاوزشمالی اززبان “خبر۲۷۳″


اعدام

با ورود هر شخصی از جا برمی خیزد وسلام می کند شاید منتظر یک خبر است. خبری که آینده او را تغییردهد..

محمد رضائیان:عقربه کوچک ساعت روی عدد چهار قرار دارد وآنقدر آهسته حرکت می کند که فکر می کنی در این بامداد آن هم مانند بسیاری از مردم به خواب رفته است. رانندگی در این خلوت ودر خیابانهایی که خودروهایش بیشتر از ظرفیت شهراست وتا  چند ساعت دیگر ترافیکش اعصابت را خرد می کند لذت بخش است .پایت را برروی گاز فشار می دهی که مبادا دیر برسی ، بی توجه به اینکه چند کیلومتر آن طرفتر کسی است که امید به توقف زمان دارد.

در تاریکی مقابل درب زندان توقف می کنی تا مراحل قانونی طی شود وسرانجام درب کوچک زندان باز می شود وقدم به دنیایی می گذاری که هم غریب است وهم حتی برای تو کمی ترسناک ، حسی امیخته از کنجکاوی ودلهره. از ورودی اول می گذری ورودی دوم را نیزپشت سر می گذاری وسرانجام وارد جایی می شویی که از کودکی معنا وشکل زندان در ذهن هر فردی است . جایی که درب ها  از میله های آهنی است وکنار هر درب یک میز ویک نگهبان. بارها وارد زندان قبلی شده ام اما این زندان جدید مدرن تر است . جنب جوش آن هم در این ساعت خود نشان از شروع یک اتفاق دارد وسرانجام چند دقیقه بعد تو هم او را می بینی.

با ورود هر شخصی از جا برمی خیزد وسلام می کند شاید منتظر یک خبر است. خبری که آینده او را تغییر دهد . خبری که این وحشت را از او دور کند. با نگاه اول می فهمی که هنوز امیدوار است. می نشیند وسیگاری را روشن می کند. در تاریکی صبح ودر محوطه باز زندان دود را بی هدف به آسمان می فرستد وبا کنجکاوی به آن نگاه می کند. خودش هم نمی داند چرا کارش به اینجا رسیده است.چند بارسابقه کیفری دارد وشاید در ذهن خود چند بار دیگر را هم پیش بینی  می کرده اما مسلماً اعدام را نه.

۳۴سال دارد واهل یکی از شهرهای شمال کشور.حدود چند ماه پیش از زندان آزاد شده وسرقت، جرم او بوده  است.     بی سواد است تا به حال نماز نخوانده ،یعنی اصلاً یاد ندارد که بخواند . معتاد به مواد مخدر است .اول کراک می کشیده وبعد شیشه. به خاطر سرقت چندبار سابقه زندان دارد واین بار به جرم تجاوز بازداشت شده است. قربانیان وی دو پسر بچه ویک دختر بچه ۵ ساله بوده اند. پدر ومادرش فوت کرده اند وخواهر وبرادرش در شاهرود زندگی می کنند. کارگر است وبنایی می کرده وروزی ۲۰ هزار تومان درامد داشته است. همیشه کار داشته وبیکار نبوده ودر نهایت با دوستانش در یک خانه به صورت جمعی زندگی می کرده اند.

مجرد است و هنوز باور ندارد که باید به خاطر اعمالش با مجازات اعدام روبرو شود. اعتیاد به مواد مخدر وشیشه را عامل اصلی این اتفاقات می داند. می گوید پس از مصرف اختیاری از خودش نداشته وبعد متوجه می شده که چه کاری انجام داده است . در حالیکه سیگار دیگری را روشن می کند از کارهایی که انجام داده اظهار پشیمانی می کند ومی گوید بی سوادی ، اعتیاد ، نداشتن پدر ومادر باعث بزهکار شدن او شده است .

ارزشش را نداشت جمله ای است که می گوید. چند لحظه هوس رانی ارزش این روزرا نداشت .روزی که می توانست مانند بقیه روزها معمولی باشد،نه ترسی ونه اضطرابی ونه منتظر بخشش کسی بودن. امید دارد مورد بخشش قرار گیرد تا زندگی جدیدی را شروع کند. در پاسخ به اینکه اگر این اتفاق برای کودکی از بستگان نزدیک خودت روی می داد چه حالی داشتی وچه تصمیمی برای مسبب آن می گرفتی سکوت می کند وسر به زیر می اندارد.

روحانی زندان می آید ودور او خلوت می شود تا به همراه روحانی به راز ونیاز با خدای خود بپردازد. کلمات را نمی تواند به خوبی ادا کند اما به شدت سعی می کند اشتباه نگوید. وسرانجام زمان رفتن فرا می رسد. به بسته سیگار چنگ می زند وسیگاری را به دست می گیرد و درخواست کشیدن سیگار دیگری را می کند تا شاید اندکی زمان رفتن به تاخیر افتد. اما باید رفت . مامورین آمده اند ونقاب چهره اشان نشان می دهد که دیگر بخششی در کار نیست. برگه ای را امضاء می کند از روحانی زندان می خواهد که تنهایش نگذارد  وبه همراه مامورین می رود. پاهایش کمی سخت حرکت می کند ،احساس می کنی سفت شده اند. هوا رو به روشن شدن می رود وخورشید کم کم آماده طلوع است ودر کنار آن زندگی جوانی ۳۴ ساله در حال غروب کردن.

ساعت نزدیک ۶ صبح است وتعدادی از مردم با چشمانی خواب آلود از مدتی قبل در محل اجرای حکم منتظر        ایستاده اند.عده ای خمیازه می کشند وبرخی دائم به ساعت نگاه می کنند. هر لحظه بر تعداد جمعیت اضافه می شود و تو با خود فکر می کنی خانواده قربانیان در کدام گوشه خیابان نظاره گر این مراسم  می باشند. وی درون خودرو ون نیروی انتظامی نشسته است ودر کنارش مامورانی با چهره پوشانده شده. حالا ترس را می شود در چهره وی به صورت کامل دید. دکتری کنار وی قرار دارد وبا وی صحبت می کند وهمه چیز آماده می شود تا زندگی وی به پایان برسد. از ماشین پائین می آید وبا چشمانی بسته بر روی سکو می رود . حکم قرائت می شود وبا تکبیر مردم تائید عمومی می گیرد. صد ضربه شلاق زده می شود و سپس بلند می شود. مامورین در حال آماده کردن وی  می باشند واو سر به آسمان بلند می کند وشتابزده کلماتی را برزبان می آورد. نمی دانی با خدا چه می گوید اما هر چه که است پشیمانی وطلب بخشش باید باشد. برروی صندلی قرار می گیرد ،طناب بردور گردنش می افتد و ……

ساعت ۷/۳۰ در محل کارم نشسته ام وبه آنچه که امروز شاهدش بودم فکر می کنم . به مواد مخدر فکر می کنم واعتیاد، واز خود می پرسم اگر وی اعتیاد نداشت ، اگر شیشه مصرف نمی کرد ، آیا بازهم امروز اعدام می شد؟ می پرسم اگر مواد مصرف نمی کرد ودرآمدش را برای شروع یک زندگی مشترک هزینه می کرد آیا باز هم زندگی او این چنین به پایان  می رسید؟اگر شیشه مصرف نمی کردآیا بازهم مغزش دستوراتی این چنینی صادر  می کرد؟

طبق آمار سالانه در ایران بیش از ۳هزار نفر ودر جهان بیش از ۲۰۰هزار نفر بر اثر سومصرف مواد مخدر جان خودرا از دست می دهندو۴۵ درصد زندانیان نیزبه خاطر مواد مخدر واستفاده از آن در زندان به سر   می برند.

در گزارشی دیگر که در روزنامه اعتماد درج گردیده است آمده است: عوارض مصرف شیشه به قدری وحشتناک است که حقیقتاً هرویین و یا قوی ترین مخدرهای سنتی در مقابل آن بسیار ضعیف هستند .مصرف‌کننده شیشه در حالت خماری ، دست به حرکات جنون‌آمیزی می‌زند که شاید از دیوانگان زنجیری هم سر نزدند. از مهمترین عوارض طولانی مدت مصرف شیشه که معمولاً بعد از گذشت کمتر از ۶ ماه مصرف خود را نشان می‌دهد اختلال شدید در عملکرد دریچه پروستات است که معمولاً ادرار و اسپرم با هم دفع می‌شوند. آسیب‌های شدید کبدی و جوش‌های صورت ، ایجاد عفونت در دستگاه گوارش ، خصوصاً روده ها ، کوچک شدن بیضه‌ها به همراه درد شدید و تضعیف قوای جنسی از دیگر عوارض این ماده‌مخدر خطرناک است.

توهمات شیشه به گونه ای است که بیان آن ها کار ساده ای نیست ، باورکردنی نیست . شیشه ای ها پس از گذشت مدتی از مصرف شیشه شدیداً بدبین می شوند ، همه مردم را دشمن خود می دانند ، فکر می کنند سیستم های امنیتی از کا ، گ ، ب گرفته تا سی آی ، ای همه دنبال آن ها هستند ، تصور می کند در همه جا مشغول پاییدن او هستند ، حتی در خانه اش ابزار مراقبت کار گذاشته اند ، به نزدیک نرین افراد خانواده خود شدیداً بدبین می شود ، بدبینی که قابل گفتن نیست ، اگر متاهل باشد به همسر خود بدبین می شود حتی فکر می کند که فرزندانش متعلق به او نیستند ، وقتی با او صحبت می کنند هرگز حاضر نیست حرف و صحبت دیگران را بپذیرد و تایید کند ، فکر می کند همه اشتباه می کنند ، همه دنیا اشتباه     می کنند و فقط اوست که درست فکر می کند ، یکی از تفکرات جالب شیشه ای ها این است که فکر می کنند از زمانی که مصرف کننده شیشه شده اند بسیار پیشرفت کرده اند و تبدیل به انسان های دانایی شده اند و چیزهایی را می فهمند که دیگران نمی فهمند .

افزایش مصرف مواد مخدر در جامعه ما تبدیل به یک معضل شده است که شیشه در این میان رشد روز افزونی داشته است و شکی نیست در جرائمی که در حال رخ دادن است مصرف مواد از هر نوعی نقش موثر و اساسی داشته و دارد. آمار ها نشان از این دارد که بخشی از زندانیانی که دوران محکومیت شان قطعی می شود دچار اعتیاد هستند که این نشان دهنده رابطه تنگاتنگ اعتیاد و جرم است. به هر حال در رابطه با جرائمی که ناشی از مصرف مواد مخدر یا محرک هایی مانند شیشه به وقوع می پیوندند زنگ خطر مدت هاست که به صدا در آمده و مدت هاست که تعدد این جرائم از خط قرمز ها نیز گذشته است. در بسیاری از جرائمی که در چند ماهه اخیر صورت گرفته بعضا اقوام متهم عنوان می کنند او در زمان انجام جرم شیشه کشیده و در حال خودش نبوده و نمی دانسته در حال انجام چه کاری است. توجه به همین موارد و نمونه ها نقش مخرب شیشه را در بروز جرائمی نظیر قتل به راحتی ثابت می کند. چون شیشه حالتی را در فرد ایجاد می کند که اراده اش مختل شده و توهماتی را در او ایجاد می کند که اگر این مساله درکنار عوامل دیگری مانند مشکلات اقتصادی، خانوادگی و… قرار بگیرد به جهت از بین بردن حالت شک و تردید در انسان، محرک بسیار خطرناکی در وقوع جرائم سنگین به شمار می رود.

در این جا باز دوباره این سوال به ذهن شما خطور می کندواقعا چرا کسانی که آگاهانه وبا اطلاع از عوارض مواد مخدر به سمت آن می روند ودر کنار آن  دست به جرم می زنند درک نمی کنند پشیمانی اولین چیزی است که پس از دستگیری به سراغشان می آید در حالی که سودی ندارد. چرا نمی خواهند باور کنند استفاده از مواد مخدر آنچنان روح وروان آنان را تخریب می کند که جنایت را نه تنها جرم بلکه نوعی روال عادی زندگی می دانند. من چندین بار در زندان با کسانی که حکم اعدام آنها صادرشده بود گفتگو کرده ام ودر همه موارد ، آنها منتظر یک معجزه بودند تا با رهایی از زندان یک زندگی جدید را شروع کنند. نا امیدانه منتظر بخشش دیگران بودند تا بتوانند به زندگی خود ادامه دهند. در اینجا است که دوست داری تا تمام کسانی که خودخواهانه وبا سرکشی به سوی مواد مخدر رفته اند و دست به رفتارهای مجرمانه می زنند متوجه روزی باشند که سرانجام باید تاوان رفتار خودرا بدهند





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 10 آذر 1391 06:49 ب.ظ
پنجشنبه نهم آذرماه 1391

پاتوق وبلاگ نویشان شاهرود . http://shahrood-yes.blogfa.com

نوشته ای بنام (آفتابه)

با نظرات خوبتون مارو در بالا بردن کیفیت وبلاگ یاری کنین .

باتشکر-مدیر وبلاگ
شنبه 15 مهر 1391 01:15 ب.ظ
خداوكیلی خیلی با حال بود. ای كاش تو یه مجله خانوادگی چاپ می شد تا همه بخوانند. طوری نوشته كه ْدم فكر می كنه اونجا حاضره وداره می بینه . ای كاش عبرتی بشه برای آدم های خلاف كار تا بدانند عاقبت كارشان چی میشه.
گمنام ها باتحیت
ماهم از این ادبیات ملموس شدیدا شگفت زده شدیم.آقای رضاییان عزیز همیشه قلم توانایی دارند
مویدباشید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب